سیسمونی عرفان کوچولو
اولین مروارید توی صدف درخشید
امروز عرفان کوچولو اولین دندونش دراومد پسرم دندون خوشگل ات مبارک ...
نویسنده :
مامان سمین
14:01
بارش ستاره اسمونی به خونمون
خاطرات بارداری2
برای تو نازنین ترینم
روبه رویم نشسته ای حس میکنم سرابی بیش نیست میترسم به پیش ایم و در اغوشت گیرم نکند دستانم حباب رویایم را از بین ببرد نکند دستان زیبایت در دستانم مانند ابری به اسمان پرواز کند تو هستی و دنیا همچون چشمانت زیباست تو هستی وبا بودنت چنان خوشبختی وجودم را فراگرفته که حتی اگر سراب هم باشد زیباست ...
نویسنده :
مامان سمین
22:17
خاطرات بارداری(7 ماهگی)
کوچولوی خوشگل من 4 ماهگیش
چهار ماه گذشت
بعد از عید وقتی با بابا علیرضا برگشتیم ابادان دیگه حالت تهوع ام خوب شده بود حالا دیگه کم کم روزای اروم تر رو با هم تجربه میکردیم.بیست و دو هفته گذشته بود که یه روز یه پای کوچولو توی دلم یه لگد زد و با این کارش خواست بهم بگه مامان خانم من اینجام کنارت و از همه بهت نزدیکتر.توی شهر غریب شدی مونس تنهایی هام صبح تا شب باهات حرف میزدم واسه اومدنت نقشه میکشیدم.اون ماه یکی از بهترین ماههای بارداریم بود. کوچولوی من ما روزای خوب وروزای سخت رو باهم گذروندیم پس هیچ وقت تنهام نزار.اگه یه روز مامان نبود اینارو بخون و روزای باهم بودنمون رو یاد کن ...
نویسنده :
مامان سمین
3:55
اعتراف صادقانه
عرفان کوچولوی من قلب مامان همیشه برای تو میتپه ...
نویسنده :
مامان سمین
3:34









